|
|
|
|
|
که هيچ کس به خانه اش نمي رسد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 18:21 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به دوستان خوبم و تبریک عید غدیر علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب که علم کند به عالم شهداي کربلا را چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت که ز کوي او غباري به من آر توتيا را به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را «همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا شهريار |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:1 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام آفرييندة هستي بخش از دانه های انارو سلام به دوستان خوبم تسبیحی دور دستت می بافم تا لحظه ی قنوت روبروی تو باشم. محمود اكراميفر ![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 20:26 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام امروز من تو را تنگ در آغوش ميفشارم اينك از آن مني پس رهايت نخواهم كرد تا ارمغانت را بر من بباري ![]() زندگي فقط وقتي ميتواند موجود باشد كه هنوز چيزي ناقص است و بايد كامل گردد زندگي تلاش براي كامل كردن نقض است زندگي فزون طلبي براي زيبا ساختن زشتيهاست وجود چيزي نقصدار براي تداوم زندگي الزامي است؛ براي اينكه زندگي به رشد و جريان ادامه دهد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:10 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام تو اي خالق واژهها به نام تو اي خالق گلها به نام تو اي خالق عطرها و سلام به دوستان از گل بهترم 27 شهريور سالروز درگذشت محمد حسین شهریار است كه در ايران روز ملي شعر نامگذاري شده است. اینک غزلی درباره روزه داری از این شاعر آذری شب همه بي تو كار من شكوه به ماه كردنست
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:12 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزيز زندگي بايد جشني يكسره و دائمي باشد؛ جشن نورها در سراسر سال. تنها آنگاه ميتواني رشد كني، شكوفا شوي. چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده را به جشن مبدل كن. درون تو جويباري از زندگي و جويباري از مرگ وجود دارد. جسم جويبار مرگ است و روح جويبار زندگي. روح هرگز نميميرد. جسم هرگز زنده نيست. وقتي روح و جسم با هم به سر ميبرند، جسم حيات روح را منعكس ميسازد. جسم فقط با حياط روح تابناك و درخشان است. و با آرزوي سلامتي و سعادت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:58 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند خوبی و سودمندی و زیبایی و به نام آفریدگار بهی و هر آنچه بهتر است و هر آنکس که بهترین است و سلام به دوستان گلم غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد، خار خنديد و به گل گفت: سلام و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت... ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود، دستي بي رحمي آمد نزديک، گل سراسيمه ز وحشت افسرد... ليک آن خار در آن دست خزيد وگل از مرگ رهيد .. صبح فردا که رسيد خار با شبنمي از خواب پريد گل صميمانه به او گفت : سلام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:9 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام و عرض ادب به دوستان گلم «... من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت و خون داريهستم که مي آيند، رنج مي برند و مي روند. سعي کنيم که اولاَ : انسان ها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند؛ ثانياَ هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاَ هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند، از دين گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر. » مصطفي ملكيان ای کاش هر کسی که مسئولیتی دارد فقط جان و روح مردم برایش مهم باشد نه چیز دیگر. انگار این خواسته به حق تبدیل به آرزو می شود. شاد و سربلند باشید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:40 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به مادران عزیز که تنها صدای گرم تو شیرین است. "مادر" «مادري» مراقبهاي است بينظير. «مادري» يكي از بزرگترين هنرهاست. تو موجودي زنده را خلق ميكني. پيكرهساز در قياس با مادر هيچ است. چون او فقط پيكرهاي مرمرين ميآفريند. نقاش، شاعر، نغمهسرا و موسيقيدان همه هيچاند. زيرا آنها با اشياء سر و كار دارند. مادر بزرگترين شاعر، بزرگترين نقاش، بزرگترين موسيقيدان و بزگترين پيكرهساز است، زيرا او آگاهي را _خود زندگي را_ ميآفريند.
تبریک روز زن به زنان باوفا و باصفا |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:46 توسط سارا
|
|
||
|
|
|
|
|
با یاد خدا و سلام به دوستداران فاطمه زهرا(س)
حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود: خـداونـد ايمـان را بـراى تطهيـر شمـا از شـرك قـرار داد، و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر، و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان، و روزه را براى تثبيت اخلاص، و حج را براى قوت بخشيدن دين ، و عدل را براى پيراستن دلها، و اطاعت ما را براى نظم يافتن ملت، و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نيكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسيله ازدياد نفرات، و قصاص را وسيله حفظ خون ها، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پيمـانه را بـراى تغييـر خـوى كـم فـروشـى، و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكيزگـى از پليـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ، و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرايـن ، خـدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنيد، ( سـوره فاطر آيه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعيد.) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 12:29 توسط سارا
|
|
||